اعضای تیم

اعضای تیم

جیمز اندرسونسیلویا رودریگزژاکلین

جیمز اندرسون

مدیر اجرایی خلاق

آرامش فوق العاده تمام روح من را به دست آورده ام، مثل این صبح های خوشایند بهار که من با تمام قلبم لذت می برم. من تنها هستم و جذابیت وجودی را در این نقطه احساس می کنم که برای سعادت روح هایی مثل من ایجاد شده است. من خیلی خوشحال هستم، دوست عزیزم، به طرز عجیبی از وجود عادت آرام جذب شدم، که من استعدادهای من را نادیده می گیرم. من باید در حال حاضر نتوانم یک سکته مغزی را طراحی کنم. و در عین حال احساس می کنم که من هنرمند بزرگ تر از امروز نبودم.

99%
90%
81%
71%

سیلویا رودریگز

مدیر کل

یک صبح، هنگامی که گرگور سامسا از رویاهای مضطرب از خواب بیدار شد، متوجه شد که خود را در یک تختخواب تبدیل کرده است به یک بدبختی وحشتناک. او در پشت زره اش قرار داشت و اگر کمی سرش را بلند کند، می توانست شکم قهوه ای خود را ببیند، کمی گول زده بود و با آرک به قسمت های سخت تقسیم شده بود. ملافه به سختی می توانست آن را پوشش دهد و به نظر می رسید برای هر لحظه اسلحه آماده بود. پاهای او، به طرز ناگوار نازک در مقایسه با اندازه بقیه او، به طرز بی نظیری که به نظر می رسید، دست تکان می داد. چه اتفاقی برای من افتاد.

90%
70%
75%
99%

ژاکلین

مدیر تولید

خیلی دور، پشت کوه ها، دور از کشور کسکم و دوستان بالا ، متون کور زندگی می کنند. جدا از آنها در نشانه های کتاب زندگی می کنند درست در ساحل سمانتیک، اقیانوس بزرگ زبان. یک رودخانه کوچک به نام دودن جریان خود را با جابجایی و با رژلب لازم لازم است. این یک کشور پارادایزماتیک است که در آن بخش هایی از جمله احشاء به دهان شما پرواز می کنند. حتی اشاره گر همه قدرتمند کنترل متون کور را ندارد. تقریبا بی نظیر است.

60%
70%
50%
75%

آمار

عضویت در خبرنامه

آیا می خواهید از مجموعه های آموزشی جدید ما و پروژه های صنعتی مطلع شوید؟ بنابراین در خبرنامه ما مشترک شوید

نگران نباشید ما از اسپم متنفریم!